اشخاص موفقی که در بازار بورس ضرر می کنند! 

افتتاح حساب فارکس >

 

معامله‌گری فعالیتی است که آزادی نامحدودی در خلاقیت به ما میدهد , آزادی که در بیشتر زندگی خویش از آن محروم بوده‌ایم . زیرا در‌این کار تقریباً تمام قانون ها را خودمان میسازیم و این خود ما هستیم که تصمیم میگیریم چه موقع بخریم و چه موقع بفروشیم . 

تقریباً برای هرکسی ضروری است که جدای از تحصیلات , تراز هوش و موفقیت‌هایش در بقیه زمینه‌های زندگی , ذهن خویش را برای معامله‌گری تربیت نماید . این تربیت یعنی : تولید یک ساختار ذهنی و درونی که برای معامله‌گر , بهترین وضعیت تعادل را دربین آزادی عمل در انجام امور مهیا می‌نماید و پتانسیل لازم را برای تحمل ضربه‌های روحی و مالی که ناشی از همین آزادی است , به‌وجود می آورد . 

مسئله اصلی این است که ایجاد یک ساختار ذهنی جدید سخت است،به‌ویژه وقتی آن را با آنچه تاکنون داشته‌ایم،مغایر ببینیم. ولی برای درست عمل کردن در معامله‌گری نیاز به مرزها و قوانینی داریم که رفتار ما را هدایت و کنترل کنند.


< بیشتر بخوانید >

افتتاح حساب بروکر آلپاری Alpari Forex Broker


 

حقیقتی که در معامله‌گری وجود دارد این است که در آن پتانسیل عظیمی برای ضرر کردن وجود دارد،ضررهایی که گاهی خیلی بیشتر از حد تصور ماست.به همین دلیل برای پیش‌گیری از قرار گرفتن در معرض آسیب‌ها لازم است که یک ساختار درونی به‌صورت انضباط ویژه فکری و دیدگاهی خاص داشته باشیم که رفتار ما را هدایت کند تا همیشه به بهترین شکل عمل کنیم.

بازار دارای ساختاری از الگوهای رفتاری است که بیان می‌کند چه موقعیت‌هایی برای خریدوفروش موجود است.ولی برای کنترل رفتار ما هیچ قانونی وجود ندارد و این یکی از اصلی‌ترین تفاوت‌های بازار با جامعه است.

هیچ‌یک از کارهایی که در جامعه انجام می‌دهیم ما را برای عملکرد مؤثر در چنین بازاری آماده نمی‌کند.در اینجا هیچ‌کس ما را مجبور نمی‌کند که میزان ریسک خود را باید چقدر تعیین کنیم،هیچ‌کس به ما نمی‌گوید که باید چقدر سود کنیم یا چقدر می‌توانیم ضرر کنیم.

همه‌چیز کاملاً در اختیار خودمان است.هیچ‌گاه بازار ما را از یک معامله بیرون نمی‌اندازد.اگر یک ساختار ذهنی مناسب و بر پایه رویکردی مناسب نداشته باشیم تبدیل به یک بازنده منفعل خواهیم شد.اینجاست که بسیاری از مشکلات آغاز می‌شوند.در زیر به چند مورد از آن‌ها اشاره می‌کنیم:

 

مشکل شماره ۱ : مقاومت در برابر ایجاد قوانین

نیاز به قوانین بسیار منطقی است،ولی داشتن انگیزه لازم برای ایجاد این قوانین که در طول عمر خود سعی در فرار از آن‌ها داشته‌ایم،مشکل است.احساسات ما و عوامل مختلفی که ریشه در شکل‌گیری این احساسات داشته‌اند باعث می‌شود که در مقابل هرچه که فکر می‌کنیم آزادی ما را محدود می‌کند و نمی‌گذارد خودمان باشیم،مقاومت کنیم.

در حقیقت میل به آزادی بی‌حدومرز در معامله‌گری،از طرفی آن را برای ما جذاب می‌کند و از طرف دیگر باعث می‌شود در مقابل ایجاد قوانین و مرزها مقاومت کنیم. اما همبن جا باید این فکر را کنار بگذارید و حتما از این به بعد بدانید اتفاقا شما در بازار های مالی هرچه خود را محدود تر به قواعد و قوانین خاص کنید موفق از خواهید بود . به عنوان مثال تعداد معامله ، صنعت هایی که معامله می کنید ، شرایط تکنیکال و بنیادی خاص ، بازاری که در آن معامله می کنید و هزاران آزادی دیگر که باید محدود گردند .

 

 

از این به بعد بدانید اتفاقا شما در بازار های مالی هرچه خود را محدود تر به قواعد و قوانین خاص کنید موفق از خواهید بود . 

 

مشکل شماره ۲: ناتوانی در قبول مسئولیت و معامله کردن تصادفی

معامله‌گری یک انتخاب شخصی آزادانه است که نتیجه آن فوراً مشخص می‌شود.یک معامله هرچقدر ما بخواهیم ادامه می‌یابد و زمانی که تصمیم به خروج از آن می‌گیریم پایان می‌یابد.پس کاملاً مشخص است که این ما هستیم که داریم برای تمامی مراحل این معامله تصمیم می‌گیریم.بهترین راه برای اجتناب از قبول مسئولیت این است که به اهداف و نتایج تصادفی بسنده کنیم.

بسیاری از ما به‌آسانی هنگامی‌که در یک معامله تصادفی سود می‌کنیم و روند آن مطابق میل ما پیش می‌رود به خود می‌بالیم و می‌گوییم تحلیل درستی داشتم و اگر هم معامله به‌دلخواه ما پیش نرفت با دلایل مختلف آن را توجیه می‌کنیم و از قبول مسئولیت سرباز می‌زنیم.

وقتی ما بر طبق تحلیل خود عمل می‌کنیم،توانایی‌های خلاقانه خود را به کار می‌بریم.ولی وقتی وارد یک معامله بی‌حساب و تصادفی می‌شویم،به‌راحتی می‌توانیم از مسئولیت سرباز بزنیم و افراد دیگر و بازار و دولت و …… را مقصر بدانیم.

ولی درنهایت این ما هستیم که مسئول سود و ضررهای خود هستیم و نه دیگران.اگر روندی نزولی است و ما وارد آن شده‌ایم،هیچ‌کس مقصر ادامه این روند و زیان ما نیست.بلکه مسئولیت آن مستقیماً با خود ماست که تصمیم به ورود به چنین روندی گرفته‌ایم. در کتاب ۱۰ شاه کلید بزرگان بورس در مورد این موضوع صحبت شده است و همیشه می گوییم تا زمانی که مسئولیت ۱۰۰% ضرر های خود را برعهده نگیرید در بازار بورس و سرمایه گذاری موفق نخواهید شد .

حتی اگر کسی به شما گفته است که این معامله را انجام بده باز شما مسئول هستید زیرا تصمیم نهایی را شما گرفته اید . در دوره نخبگان بورسهم برای نخبگان بسیار مفصل صحبت می کنیم و با بچه ها ی کلاس در مورد این صحبت می کنیم که حتما در فضایی که معامله می کنند در نظر داشته باشند که باید هر معامله ای که می کنند  ،اگر کسی از انها پرسید چرا این معامله را انجام دادید کاملا بتوانند توجیه کنند که با قوانین از پیش تعیین شده آنها در معاملات و طبق آنچه که خودشان آموخته اند همخوانی دارد.

 

 

مشکل شماره ۳: اعتیاد به سودهای تصادفی

اگر کاری را انجام دهیم و نتیجه بر میل ما نباشد و چندین بار آن را تکرار کنیم و بازهم به نتیجه موردنظر نرسیم،احساس بدی در ما به وجود می‌آید که باعث می‌شود دیگر آن را تکرار نکنیم.

مشکل این تکرار این است که ما را در حالتی از “بی انتخابی” قرار می‌دهد.درنتیجه به سایر امکانات بی‌توجه می‌شویم و به چیزی جز برآورده کردن این نیاز مبهم نمی‌اندیشیم.اعتیاد به نتایج تصادفی برای معامله گران بسیار سخت است،زیرا مانع دیگری برای رسیدن به ساختار ذهنی لازم برای گرفتن سود مستمر در بازار است.

 

و درنهایت برخی افراد موفق در اجتماع چرا در بورس موفق نیستند!

شاید فعالیت بورس شبیه به یک فعالیت اجتماعی به نظر برسد،ولی در واقعیت این‌طور نیست.اگر در جامعه امروزی آموخته‌ایم که برای تأمین نیازهای خود به یکدیگر وابسته باشیم،محیط بازار محیطی است که در آن هر شخصی تنهاست.

یعنی نه‌تنها نمی‌توانیم برای تأمین نیازهایمان به بازار وابسته باشیم،بلکه کنترل رفتارهای بازار بسیار مشکل و در حقیقت غیرممکن است.در این بازار ما خود را در محیطی ناشناخته می‌بینیم که به ما اهمیتی نمی‌دهد.درنتیجه افرادی موفق را می‌بینیم که برخلاف موفقیت‌های اجتماعی خود در بورس زیان‌های سنگین را تجربه می‌کنند.

یکی از دلایل اصلی شکست افراد موفق اجتماع در بورس این است که موفقیت آن‌ها در جامعه به قابلیت آن‌ها در کنترل و دستکاری محیط بیرونی برمی‌گردد،یعنی آن‌ها برای موفقیت خود محیط را وادار به پاسخگویی می‌کنند. ولی مشکل اینجاست که در مورد بورس هیچ‌یک از شیوه‌هایی که با آن‌ها محیط بیرونی را با محیط درونی تطبیق می‌دهیم کارایی ندارد،زیرا ما توانایی دستکاری این بازار بزرگ را نداریم. برای موفقیت در این بازار باید خودمان را از درون درست کنیم.

بگذارید با یک مثال برای شما بگویم معمولا افراد موفق در اجتماع روابط عمومی خوبی دارند و هر مشکلی می خورند سعی می کنند مشکل خود را با صحبت با دیگران و تغییر آنها حل کنند، مثلا من اگر در خانه ای زندگی می کنم و همسایه ام با کاری من را آزار می دهد سعی می کنم با صحبت آن را حل کنم و اگر ادم موفقی در برقراری روابط اجتماعی باشم این اتفاق رخ می دهد اما در بازار بورس اینگونه نیست و من اگر سهمی را دارم نمی توانم با آن صحبت کنم و متقاعدش کنم که رشد کند! ( هر چند که برخی ها ممکن است این کار را بکنند، که خوب خیلی افراد خاصی هستند و بهتر است بحثش را اینجا باز نکنیم!)

 

احتمالا کار بورس مشابه به یک فعالیت اجتماعی به نظر برسد , البته در حقیقت این‌طور نیست . در شرایطی‌که در جامعه مدرن آموخته‌ایم که برای تأمین نیازهای خویش به یکدیگر وابسته باشیم , محیطبازار محیطی است که در آن هر فردی تنهاست . 

 

راه‌حل چیست؟! 

صحت دارد که ما توان تطبیق بازار با خویش را نداریم , اما میتوانیم تعابیر و تفاسیر خویش را از اطلاعات دردسترس در بازار کنترل نماییم . یعنی به‌جای این‌که بازار را کنترل کنیم که مطابق میل ما باشد ,بایستی خویش را کنترل کنیم تا در جهت بازار حرکت کنیم .

 پس میتوانیم داده ها را از بهترین دیدگاه ممکن دریافت کرده , حالت‌های گوناگون را در نظر گرفته , دسته‌بندی کرده و محیط فرضی خویشرا بر طبق آن ساختاربندی کنیم . دراین‌صورت میتوانیم در بیشتر مواقع در بهترین موقعیت خود فعالیت کنیم که‌این موضوع جز با آموزش بورس  ,  تمرین و کسب تجربه به دست نمی آید . 

 

نویسندگان :
پیمان باغچه سرا

علی صابریان