۳ دهه بازیگردانی «نیلی و شرکا» در اقتصاد و باز هم شکست

بروکر فارکس – ۳ دهه بازیگردانی «نیلی و شرکا» در اقتصاد و باز هم شکست

 

۳ دهه بازیگردانی «نیلی و شرکا» در اقتصاد و باز هم شکست خبر استعفای مسعود نیلی طراح اقتصادی دولت حسن روضه خوان باخت سیکلی تاریخی را بدون نقص کرد که عمر آن از ۳ ده سال بیشتر است .
مسعود نیلی یکی‌از متنفذترین چهره‌های اقتصادی در تمام دولتهای بعداز نزاع با مدیر جناح‌های کارگزاران و اصلاحات بوده است . این فارغ‌التحصیل مهندسی بنا از دانشکده صنعتی شریف و دارای لیسانس فوق لیسانس پباده سازی سیستم‌های اقتصادی از دانش گاه صنعتی اصفهان که به استادی اقتصاد دانش کده شریف نیز رسید و دکترای اقتصاد از دانش گاه منچستر انگلستان داراست , سایه‌ای سنگین وزن بر تصمیمات اقتصادی دولت روضه خوان داراست و نشان داده که کماکان صحبت اولیه را در ساختار تصمیم‌سازی دولت میزند . گو اینکهمسعود نیلی مرد استعفاهای مکرر نیز میباشد و معمولاً پس از هر سقوط اقتصادی استعفا کرده و از نظرها نهفته میشود .

برای مردمان کشور ایران دوران «تعدیل اقتصادی» که از سال 1369 آغاز شد رویدادی آشنا است و نسلی که آن وضعیت را فهم کرده نمی‌تواند آن موقعیت را فراموش نماید , هر چند شاهد تکرار آن در سالیان آنگاه ( هم ) بوده است . مسعود نیلی در 3 سال نخستین دولت نخستین هاشمی رفسنجانی نائب رئیس اداره برنامه و میزان دارایی و طراح اولی برنامه 5ساله بود , در‌حالی که منزلت محکمی در دولت هاشمی داشت , یکباره استعفا کرد و برای ادامه علم آموزی به انگلیس رفت .

بروکر فارکس

سقوط اقتصادی که از سال 1372 استارت شد و به ورشکستگی و نکول دولت سازندگی انجامید , منجر شد طراحان لایه دوم آن از نظرها نهفته و دور از هم شوند . ولی این فرارها , ( مثلا استعفای روغنی زنجانی ــ مدیر وقت اداره برنامه و دارایی ــ یا این که ولی‌الله سیف بعداز اختلاس 123 میلیارد تومانی در بانک صادرات و هم مسعود نیلی به دنبال باخت برنامه تعدیل ساختاری ) طولی نکشید و با برگشت همراه بود ; او‌لین به سر کردگی بانک مرکزی رسید و دیگری به مغز متفکر و برنامه‌ریز در دولتهای هاشمی , خاتمی و شیخ تبدیل شد .

 

اگرچه مسعود نیلی سوابق متعدد دانشگاهی و تحقیقاتی در حوزه اقتصاد دارد، اما میراث علمی وی به ابداع اصطلاحات ژورنالیستی محض ــ مانند «خالص اشتغال!» ــ مفهومی ابداعی و سرهم‌بندی‌شده برای کوبیدن دولت قبل از خود با بهانه‌های شبه‌کارشناسی محدود شده است.

 

بروکرهاي فارکس ايران بروکرهاي فارکس فارسي بهترين استراتژي معاملاتي بهترين استراتژي معاملاتي در فارکس بهترين استراتژي معاملاتي فارکس بهترين اکسپرت فارکس

 

اگر نرخ بیکاری در دولت قبل پایین آمده ولی به‌دلایل سیاسی نباید آن را پذیرفت، پس با سر هم کردن اعداد؛ اصطلاح «خالص اشتغال» را باید تولید کرد، ابداعی که هنوز هم از طرف مقامهای عالی دولت دوازدهم به‌عنوان ابزاری سیاسی استفاده می‌شود.

 

بااین‌همه مسئله مسعود نیلی فقط یک شخص نیست و وی برجسته‌ترین عضو، و همچنان مؤثر بر تفکری است که در 3 دهه گذشته عرصه اقتصادی ایران را محل تاخت‌وتاز مدیریت و برنامه‌ریزی خود قرار داده است. محسن نوربخش، محمد حسین عادلی، مسعود روغنی زنجانی، محمد ستاری‌فر، محمدعلی نجفی و دیگرانی چند، طراحان تفکری برای اقتصاد ایران بوده‌اند که با همه استخفافی که نثار منتقدان کرده و همه باغ سبزی که به ملت نشان داده‌اند، بعد از هر دوره مدیریتی، زمین سوخته به‌جا گذاشته و اقتصاد ایران را به‌بحران کشیده‌اند. اشغال طولانی‌مدت مناصب اقتصادی کشور در سه دهه و عدم اجازه دادن به دیگر نگاهها برای اداره اقتصاد باعث شده است برخی این وضعیت را طبیعی انگاشته و معتقد شوند روش دیگری برای اداره کشور وجود ندارد و آنچه می‌بینید نهایت بضاعت ملت ایران است.

«تک‌نرخی»‌بازی!                   

اردیبهشت 1372 سالی است که عادلی و نوربخش در یک برنامه پرسروصدا 7 میلیارد دلار از ذخایر ارزی کشور را صرف بازی نمایشی «تک‌نرخی کردن ارز» کردند. نوربخش و عادلی مانند برنامه پخش زنده فوتبال در تلویزیون ظاهر شده اعلام کردند به مردم متقاضی ارز می‌دهند، ارزی که یک نرخ بیشتر ندارد؛ کافی است به یک بانک مراجعه کرده و با پرداخت ریال، دلار تحویل بگیرید.

گزارشگران تلویزیون هم در مصاحبه با مردم در کوچه و خیابان نظر آنها را درباره دریافت 5000 دلار می‌پرسیدند و تأکید می‌کردند به هر میزان که مردم بخواهند دلار برای عرضه وجود دارد. مردم با ایستادن در صف دلارهای خریداری‌شده از بانک به‌نرخ 156 تومان را دریافت کرده، در سمت دیگر خیابان به‌نرخ بالاتری فروخته و سودی یک‌شبه به جیب می‌زدند؛ سودی که با گذشت زمان به‌دلیل افزایش فاصله قیمتی دلار دولتی و دلار خیابانی هر لحظه در حال افزایش بود و صفهای طولانی‌تری ایجاد می‌کرد.

«بدهی»‌بازی!                         

بزرگترین رسوایی اقتصادی مشترک نوربخش، روغنی زنجانی، عادلی و نیلی؛ در نرخ ارز اتفاق نیفتاد، زیرا رسانه‌های کشور نمی‌توانستند آزادانه به آن بپردازند و به منتقدان تریبون داده نمی‌شد. اگرچه مرحوم سید احمد خمینی ــ یادگار امام راحل(ره) ــ به‌دلیل جایگاهی که داشت و قابل سانسور نبود به آن اعتراض کرد. وی به‌صراحت گفت:

“آیا آمریکا به ما گفت که دور دنیا راه بیفتیم و از هر کشور و دولتی که سر راه‌مان بود چند صد میلیون و چندین میلیارد دلار وام بگیریم و مملکت را زیر بار استقراض خارجی ببریم؟ … یک مدت ایام ماه‌عسل بود، آقایان از دردسر جنگ فراغت یافته و پولهای موجود را هزینه می‌کردند. دوستان انقلاب و نظام مرتباً حرص می‌خوردند و مضرات دریافت وامهای سنگین خارجی را گوشزد می‌کردند اما آقایان در مصاحبه‌های خود دریافت هرگونه وجهی را از کشورهای خارجی تکذیب کرده و با قاطعیت می‌گفتند

«ما هیچ‌گونه بدهی خارجی نداریم». اما حالا اعلام می‌شود که صحبت از 35 تا 40 میلیارد دلار بدهی است و هر چند هفته یک‌بار اخبار مربوط به نحوه پرداخت بدهی‌ها به آلمان، فرانسه، انگلیس، هلند، کره، ژاپن و بعضی ممالک دور و نزدیک در جراید چاپ می‌شود و یک نفر هم نیست که این روزنامه‌ها را بردارد ببرد بگذارد جلوی برادر دکتر عادلی رئیس‌کل سابق بانک مرکزی و دکتر نوربخش وزیر سابق دارایی و از آقایان بپرسد که «مگر شما نمی‌گفتید ما صنار به ممالک خارجی بدهکار نیستیم؟»”.

اما داستان بدهی‌ها چه بود؟                        

در اوایل سال 1373 رسانه‌های خارجی خبر از بدهی‌های سررسیدشده سنگین ایران دادند. هفته‌نامه «مید» آلمان گزارش داد که بدهی‌های سررسیدشده ایران از 30 میلیارد دلار هم بیشتر شده است. این بدهی‌های کوتاه‌مدت که همان یوزانس بود، ایران را دچار ورشکستگی کرد. اکنون وظیفه دکتر عادلی این شده بود که برود و از بانکهای خارجی برای پرداخت بدهی‌ها مهلت بگیرد. تا سال 1396 که «علی‌نقی خاموشی» رئیس وقت اتاق بازرگانی در مصاحبه با خبرگزاری تسنیم از واقعیت دوران بدهی‌ها پرده برداشت،

 

  مردم گمان می‌کردند که عادلی و نوربخش از بانکها و مؤسسات مالی آلمان و ژاپن مهلت گرفته بودند، اما این چهره غیردولتی اقتصادی کشور بوده است که به‌جای وزیر اقتصاد و رئیس‌کل بانک مرکزی طرفهای اروپایی را به دادن مهلت به ایران قانع کرده بود. علی‌نقی خاموشی به‌صراحت گفت که نوربخش و عادلی به طرف آلمانی (به‌نقل از طرف آلمانی) گفته بودند ایران چندماهه بدهی‌های بیش از 30 میلیارد دلاری خود را پرداخت می‌کند که وی آن را اصلاح کرده و تأکید می‌کند ایران طی 3 سال می‌تواند بدهی‌های خود را پرداخت کند.

 

شاید گفته شود که این بحران بدهی‌ها به مسعود نیلی و روغنی زنجانی ربطی نداشت، اما واقعیت این است که کاملاً مرتبط بود. محسن نوربخش در مصاحبه‌ای به‌صراحت گفت: ما گمان می‌کردیم طی برنامه 5ساله اول 17.5 میلیارد دلار صادرات داشته باشیم و وامهای خارجی را از محل آنها بازپرداخت کنیم، رقمی که بلندپروازانه بود، یعنی اقتصاد به‌گونه‌ای مدیریت شده بود که توان صادرات غیرنفتی سالانه 2.5 میلیارد دلار  را هم نداشت. این سازمان برنامه و بودجه و طراحان برنامه 5ساله اول بودند که عایدی انتظاری وامها را محاسبه کرده و در اختیار بانک مرکزی و وزارت اقتصاد قرار داده بودند، اگرچه مانند هر برنامه دیگری در نهایت یک کار تیمی و تصمیم جمعی اتخاذ شد.

تثبیت‌بازی!                         

دوران سید محمد خاتمی دوران جایگزینی اسم برنامه “تعدیل ساختاری” با “تثبیت اقتصادی” بود، اصطلاحی عاریتی که اقتصاددانان بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول ابداع و به کشورهای میزبان سیاست تعدیل ساختاری صادر کرده بودند. شاخصه‌های روشنی برای سیاست تثبیت اقتصادی دوران اصلاحات وجود ندارد و اصطلاح بهتری می‌توان برای توصیف سیاست تثبیت اقتصادی نام برد. ادامه چراغ خاموش سیاست تعدیل اقتصادی با شیب کمتر بهترین توصیف برای سیاست موسوم به تثبیت اقتصادی است.

نیلی و همفکرانش نخستین طراحان ظهور بانکهای خصوصی در اقتصاد ایران بودند که در سالهای اخیر بسیاری از آنها به مشکل خورده و اقتصاد را به‌اغتشاش کشیده‌اند. مدلی از بانکداری با بانکهای خصوصی در ایران ظهور کرد که مزایای بانکداری غربی را ندارد، اما همه معایب آن را دارد. این بانکها که با هدف کارآمدی وارد بازار پول شدند، به بانکهایی خانوادگی تبدیل شده‌اند که به‌راحتی 70 درصد وامهایشان را ــ که معمولاً با فساد پرداخت می‌شود ــ معوق کرده‌اند. بررسی‌های دقیق مالی نشان می‌دهد بسیاری از این وامها معوق نیست و در واقع سوخت شده است.

خصوصی‌بازی!                          

مسعود نیلی در راستای ادامه سیاست تعدیل اقتصادی مسئول خصوصی‌سازی شرکتهای دولتی هم شد و میراث غم‌بار خصوصی‌سازی در کارنامه مدیریتی وی برجسته است. قیمت‌گذاری‌های عجیب و غریب، محو شدن صنایع دولتی که متهم به ناکارآمدی بودند و ناکارآمد کردن صنایع با هدف توجیه چوب حراج زدن به آنها را باید دستاورد دیگر مسعود نیلی در پروژه خصوصی‌سازی دانست.

صنعت های مدنی که سالها بقا داشته و ساخت می‌کردند ( چه بسا با کارآیی کمتر از آنچه بایستی ) با توجیه کارآمدسازی واگذار شده و زیرا قیمتگذاری متاع و صلاحیت‌سنجی خریدار واضح کمبود , تکه‌تکه شده , فروخته شده و در غایت از صحنه زمانه محو شدند .

توشه دیگر نیلی , توشه دیگر ناکامی

همه پرسی ریاست‌جمهوری یازدهم منجر رجوع مسعود نیلی و مجموعه اقتصادی همفکر ایشان به مدیر کلان مملکت شد . تکثیر بسته‌های غیر قابل درک خروج از بیحرکتی سوای تورم که هیچ زمان در روی زمین چیزی را رقم نزد فقط خروجی مرد همه‌کاره دولت حسن روضه خوان بوده است , سیاست‌هایی که در رسانه‌ها با افعال فارغ از فاعل شناخته شده و آکنده از افعال مجهول است .

 

بهترين اکسپرت هاي فارکس بهترين بروکر براي فارکس بهترين بروکر فارکس بهترين بروکر فارکس ايران بهترين بروکر فارکس براي ايران بهترين بروکر فارکس براي ايرانيان

 

در واقع مسعود نیلی به جا مانده روشی در رئیس است که در برنامه‌های آن خیر زمان‌بندی روشنی موجود است و خیر مشخص است چه‌کسی بایستی چه‌کاری را انجام دهد , چیزی که اقتصاددانان غیر وابسته از آن به «مانیفست‌هایی مشابه به سخنرانی‌های متفکران نظری اقتصاد نولیبرال» یاد مینمایند .

ظاهراً مسعود نیلی نظیر شکست‌های قبل و استعفاهای پیشین توشه دیگر استعفا کرده و قصد داراست از نظرها نهفته شود . احتمالا مدتی از او خبری شنیده نشود و بعضی او را فراموش نمایند و یا این که فراموش نمایند چه‌نقشی در دولت حسن شیخ و رقم تناول کردن شرایط کنونی داشته است , ولی تجربه نشان می دهد که چندین سال آن‌گاه توشه دیگر در انظار ظواهر شده و با انتقاد زمین و زمان مدعا خواهد شد که برنامه‌هایی جادویی برای تصحیح حالت اقتصادی مملکت دارااست . آیا او در آتی توشه دیگر در رأس اقتصاد جمهوری اسلامی ایران قرار خواهد گرفت تا برنامه‌هایی که 30 سال سوای حداقلی از عایدی اجرا کرده تکرار کند؟

۳ دهه بازیگردانی «نیلی و شرکا» در اقتصاد و باز هم شکست