داستان معامله گر و مورچه 

مرجع آموزش بازار بورس و ارز

در یکی روز ها استاد کارینا کنار ساحل در حال قدم زدن بود . یکی‌از دانشجو ها سالهای پیش نزد وی امد و پس از کمی گپ زدن به استاد گفت که دو سال است که تریدر هستم اما هر بیشتر تلاشمیکنم سود کمتری نصیبم می شود . منظورم این نیست که فقط ضرر میکنم ولی سودهایم را در یک خرید و فروش از دست می دهم . 

 

استاد کارینا به وی گفت که داستانی برایت تعریف می‌کنم :   

قطره ای عسل بر زمین افتاد ; مورچه ی کوچکی آمد و از آن چشید و خواست که برود اما مزه ی عسل برایش اعجاب انگیز بود ; پس برگشت و جرعه ای دیگر نوشید…… باز اراده رفتن کرد ; البته احساس کرد که خوردن از یک قطره عسل کفایت نمیکند و مزه حقیقی را نمی دهد ; پس بر آن شد تا خود را در ظرف عسل بیاندازد تا هرچه بیشتر و بیشتر لذت ببرد . مورچه در عسل غوطه ور شد و لذت می برد  ولی ( افسوس ) که نتوانست از آن خارج شود ; پاهایش خشک و بی جان شده بود و توانایی حرکت نداشت در‌این حال ماند تا آنکه نهایتا مرد . 

ترید کردن هم دقیقا مثل همین عسل است . اگر به کم نوشیدن قناعت نکنی و به امید این که سود های بیشتر و بزرگتر بدست اوریمدیریت سرمایه را کنار بگذار و حجم بیشتری داد و ستد کنی در اخر سرمایهخود را از دست میدهی همانگونه که مورچه جان خود را . 

 

<>                            داد و ستد گران پیروز و باهوش ضرر می کنند البته اجازه نمی دهند که‌این زیان طوری باشد که نتوانند بلند شوند .