قوانین معامله گری به سبک فیلیپ فیشر   

 

 

درود و سلام به شما عزیزانی که قصد دارید زندگی و شغل خود را متحول نمایید . 

در‌این پست قصد دارم مطلبی را به شما ارائه کنم که بر روی افکار خیلی از داد و ستد گران موفق تاثیر گذارده و تعداد زیادی داد و ستد گر با استفاده از همین روش های معمولی که اعجوبه دنیای داد و ستدگری یعنی فیلیپ فیشر انها را بیان کرده به موفقیت های متعددی دست پیدا نمایند . 

مقررات ذیل را دست‌کم نگیرید اینها راز هایی است که یک معامله گر موفق ابلاغ کرده . 

 

«قوانین» فیلیپ فیشر برای سرمایه‌گذاری موفق 

 

قانون اول :

آیا شرکت مد نظر محصولات یا خدماتی با پتانسیل بازار کافی دارد که افزایش فروش قابل‌توجه به‌ مدت حداقل چند سال را،‌ میسر سازد؟ یک شرکت باید دارای محصولاتی باشد که به نیاز تعداد بیشتری «مخاطبین هدف» پاسخ دهد و باید بخشی از بازار‌های در حال توسعه باشد.

 

قانون دوم :

آیا مدیریت شرکت،‌ قصد دارد که به تولید محصولات یا فرایند‌های جدید ادامه بدهد؟ برای آن‌که وقتی از پتانسیل رشد خط تولید کنونی، تا حد زیادی بهر‌ه‌برداری شد، آن‌گاه [به واسطه ارائه محصولات جدید] پتانسیل فروش کل، باز هم بالا رود؟ مدیریت شرکت، باید این پتانسیل را داشته باشد که پس از آن‌که محصول فعلی به دوره‌ی بلوغ خود رسید، با استفاده از نوآوری، هم‌چنان افزایش فروش را حفظ کند.

 

قانون سوم :

فعالیت‌های تحقیق و توسعه‌ای شرکت به نسبت ابعادش، چقدر موثر هستند؟
یک شرکت برای بقا در صنعت رقابتی باید تحقیق و توسعه‌ی موثر و کارآمدی داشته باشد
و همین‌طور توسعه‌ای که در عملکرد شرکت، خود را نشان بدهد.

 

قانون چهارم :

آیا شرکت محصولات خاصی دارد؟
برخی از محصولات شرکت‌ها خصوصیاتی دارند که آنها را شاخص می‌سازد
و بنابراین این پتانسیل را دارند که عموم مردم بدون نیاز به تبلیغات آنها را خریداری کنند.

 

قانون پنجم :

آیا شرکت حاشیه‌ی سود ارزشمندی دارد؟ علاوه بر رشد، شرکت باید از یک حاشیه‌ی سود خوب نیز برخوردار باشد تا ارزش سرمایه‌ی صاحبان سهام را افزایش دهد.

 

قانون ششم :

شرکت برای حفظ یا بهبود حاشیه‌ی سود خود چه می‌کند؟ با در نظر گرفتن بی‌ثباتی فضای اقتصادی، فشار زیادی بر روی شرکت‌ها وجود دارد تا حاشیه‌ی سود خود را حفظ کنند یا ارتقاء ببخشند. مهم این است که شرکت، پتانسیل کاهش هزینه‌ها برای افزایش حاشیه‌ی سود در دراز‌مدت را داشته باشد.

 

قانون هفتم :

آیا رابطه‌ی کارکنان و پرسنل در شرکت عالی است؟ بهره‌وری کار و شرکت، متأثر از روابط کارکنان و پرسنل شرکت است. روابط خوب به بهره‌وری بالاتر و در نتیجه به خروجی و عملکرد بهتر شرکت منجر می‌شود.

 

قانون هشتم :

آیا رابطه‌ی مدیران شرکت عالی است؟ روابط داخلی شرکت، بر عملکرد آن تأثیر می‌گذارد، بنابراین ضروری است که تمامی شرکت‌ها برای پیشگیری از هر گونه حرکت غیر‌قانونی یا غیر مطلوب از طرف مدیریت، روابط داخلی مثبت را تقویت کنند.

 

قانون نهم :

آیا مدیریت شرکت از درایت برخوردار است؟
شرکت باید گروه مدیران با اقتدار و با استعدادی داشته باشد تا به طرز مناسبی تفویض اختیار کنند
و مدیران در سطوح پایین‌تر را راهبری نمایند و بر کلیت کسب و کار نظارت کنند.

 

قانون دهم :

تحلیل‌ هزینه و نظارت حسابداری شرکت چقدر خوب است؟ کنترل هزینه که حاصل تحلیل موثر و کارآمد هزینه‌ها توسط شرکت است، باید پیش از سرمایه‌گذاری مد نظر قرار گیرد.

 

قانون یازدهم :

آیا این شرکت جنبه‌های دیگر و تا حدودی ویژه در صنعت مربوطه، دارد که به سرمایه‌گذار سر‌نخ مهمی بدهد که شرکت در مقایسه با رقبای خود چقدر می‌تواند چشمگیر باشد؟ شرکت باید از مزیت‌های رقابتی برخوردار باشد که به او کمک کند که در میان رقبای خود در صنعت مربوطه شاخص بشود.

 

قانون دوازدهم :

شرکت به سود، نگرش کوتاه مدت دارد یا بلند‌مدت؟ شرکت‌ها باید نگاه بلند‌مدت به موضوع سود داشته باشند و استراتژی‌هایی را به کار بگیرند که در بلند‌مدت، سود را حفظ نموده یا افزایش دهد.

 

قانون سیزدهم :

در آینده‌ی قابل پیش‌بینی، آیا رشد شرکت، نیاز به تأمین منابع مالی با فروش سهام، پیدا خواهد کرد؟ شرکت باید آن‌قدر نقدینگی و پول نقد قابل توجه و همین‌طور توانایی بالای اخذ وام داشته باشد، تا بتواند هزینه‌های مربوط به رشد را تأمین کند.

 

قانون چهاردهم :

آیا مدیریت، وقتی امور خوب پیش می‌روند با سهامداران خود به راحتی صحبت می‌کند، اما زمانی نوبت به گرفتاری‌ها و نا‌امیدی‌ها می‌رسد، سکوت پیشه می‌کند؟ صحبت رک و راست مدیریت شرکت در زمان‌های خوب و بد ضروری است، چرا‌که سرمایه‌گذاران حق دارند بدانند،‌اوضاع دقیقا از چه قرار است.

 

قانون پانزدهم :

آیا مدیریت شرکت، ‌از صداقت بی چون و چرا برخوردار است؟ مدیریت شرکت باید از خود قابل اعتماد بودن، قابل اعتماد بودن و صداقت نشان دهد تا سرمایه‌گذاران بتوانند به تیم مدیران اعتماد کرده و اطمینان داشته باشند.

 

قانون شانزدهم :

گول شرکت‌های تبلیغاتی را نخورید. شرکت‌های بسیاری هستند که در کار تبلیغ و داستان تعریف کردن خیلی بیشتر استادند تا در کار خود. مراقب آنها باشید. مراقب شرکت‌هایی باشید که بیش از حد وعده می‌دهند و کمتر از حد عمل می‌کنند.

 

قانون هفدهم :

یک سهام خوب را فقط به خاطر این‌که در فرا‌بورس معامله می‌شود، ‌نادیده نگیرید.
وارن بافت یکبار گفت که اگر یک میلیون دلار یا کمتر داشته باشم می‌توانم در سال ۵۰ درصد سود کنم
و علتش نیز خرید برخی از این سهام‌های فرا‌بورس کشف نشده است.

 

قانون هجدهم :

سهام را فقط به خاطر این‌که از لحن گزارش سالیانه‌اش خوشتان آمده نخرید. این شبیه شرکتهای تبلیغاتی است و گرفتار یک ارائه‌ی عالی نشوید که گزارش سالیانه چیزی بیش از این نیست. با نگاه انتقادی مطالب را مطالعه کنید و در ذهن خودتان سؤال مطرح کنید و ببینید که آیا آنها جواب سوالاتتان را می‌دهند یا جواب را برای خودشان قایم می‌کنند. اگر دیدید چیزی سر در نمی‌آورید،‌از خیر خرید آن سهام بگذرید.

 

قانون نوزدهم :

 

با این پیش فرض وارد نشوید که در صورتیکه نسبت قیمت به درآمد سهامی بالا باشد , لزوما بدین معناست که افزایش بیشتر در‌آمد آن سهام , ‌قبلا تا حد زیادی در قیمت , تنزیل پیدا کرده است . گوگل و اپل , در سال ۲۰۰۴ سهام‌های گران با P/E [نسبت ارزش به درآمد] بزرگ‌تر از ۲۵ بودند و از آن موقع به ترتیب ۱۲۰۰ درصد و ۶۰۰ درصد بالا‌تر رفته‌اند . 

 

قانون بیستم : 

خود را دچار اختلاف های قیمتی اندک نکنید . 
در صورتیکه شما سهامی که مبلغش ۱۰ دلار است را ۱۲ دلار بخرید , 
و فکر‌می‌کنید‌ که ارزشش در آینده چند برابر خواهد شد , آن ۲ دلار اختلاف ارزش , دیگر چه اهمیتی دارد؟