مصاحبه با تیم نایت معامله گر بازارهای مالی

 

 

 
۳۰ سال است که نایت به صورت حرفه ای به خرید و فروش گری میپردازد . جالب است بدانید که زمانی نایت برای اولین دفعه قصد به خریدن سهامی می نماید دقیقا در روز سقوط معروف بورس نیویورک (دو شنبه سیاه ۱۹ اکتبر ۱۹۸۷ ) این واقعه می افتد . نایت یک شخص بسیار باهوش است . فقط ۱۶ سال داشت که در کمپانی خدمات کامپیوتری شاغل شد . این مجموعه ۸ سال بیشتر از تاسیسش نمیگذشت که نایت در ان تحت عنوان نویسنده کتاب هایی استفاده از کامپیوتر شاغل شد . 

ولی وی بعداز این‌که وارد بورس شد نوشتن این جور کتب را کنار گذاشت و آغاز به نوشتن کتاب هایی در حوزه بازارهای مالی نمود .   همانگونه که آخرین کتاب تالیفی وی ( در حین نوشتن این مقاله )کتاب “ ترس , موفقیت و پیشرفت ” میباشد که در فوریه ۲۰۱۴ به چاپ رسیده است . از ماه مارس ۲۰۰۵ وی آغاز به نوشتن کتاب “ انحراف ” کرد در‌این مدت هم‌زمان بیشتر از ۱۵۰۰۰ پست در وب لاگشخص اش هم منتشر کرد . 


< بیشتر بخوانید >

افتتاح حساب بروکر آلپاری Alpari Forex Broker


در سال ۱۹۹۲ نایت شرکتی به نام (Prophet) تأسیس کرد ( بله درست شنیدید همان پیامبر) که در واقع یک شرکت تحلیل تکنیکال تحت وب بود که بعدها در ژانویه ۲۰۰۵ توسط شرکت ivnestools خریداری شد. از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۰ تیم نایت به سمت معاون ارشد بخش تکنولوژی شرکت Investools برگزیده شد.

نایت شور و عشقش به بازارها را به طریقی هدایت کرد که باعث شد نو آوری ها و خلاقیت هایش تحریک شود و همین امر سبب شد “Prophet” بسیار شناخته شده و معروف شود. مجله های معروفی نظیر بارونز و فوربس همیشه آنرا را به عنوان رتبه اول سایت های تحلیل تکنیکال نام گذاری کرده اند.

به عنوان مدیر صندوق سرمایه گذاری، نایت به تحلیل تکنیکال، به عنوان مبنای اصلی تصمیمات سرمایه گذاری اش اتکا میکند. او همچنین، مجری یک برنامه روزانه در شبکه TastyTrade به نام Trading the Close است.

قبل از راه اندازی سایت ‘Prohet’ تیم نایت معاون تکنولوژی شرکت امنیتی مونت گومری (فراچارت: Montgomery Securities) در سان فرانسیسکو بود؛ جایی که او را به توسعه و راه اندازی یک پلتفرم آموزشی، معاملاتی آنلاین سوق داد. به علاوه، وی سمتهای مختلفی در حوزه مدیریت بازاریابی در شرکت Technical Tools و حتی کمپانی اپل بر عهده داشته است. در حال حاضر وی همراه با همسرش، فرزندانش، هشت عدد مرغ خانگی، یک استخر پر از ماهی، و یک خانواده سه نفره از سگها در کالیفرنیا زندگی می کند و وقت آزادش با آنها سپری میکند.

 

او بین برنامه فشرده و مشغله های کاری اش زمانی را به مصاحبه اختصاص داد که به برخی سوالات پاسخ دهد:


 

 

اولین چیزی که در بازار سهام علاقه و توجه شما را به خودش جلب کرد چه بود؟

زمانی که در دانشگاه بودم به طور تصادفی کتابی از جیک برنستین ( Jake Bernstein) به اسم “چگونه در بازار ریزشی و رشدی سود کنیم” را دیدم، کتاب اساسا توضیحی از اصول تحلیل تکنیکال بود. من ذاتاً یک آدم بصری هستم و همین امر باعث شد به سرعت مجذوب این موضوع شوم. این اتفاق اوایل دهه ۸۰ میلادی افتاد و ازآن زمان تا به حال من درگیر تحلیل نموداری هستم.

 

چه روش یا استراتژی­ای در گذشته داشته اید که منجر به زیان شما شده باشد؟

خب، شاید من درست نمی دانستم چه کاری باید انجام می دادم اما اصول امواج الیوت در تمامی بازارها بیشتر برای من یک خراب کاری به بار آورد. به عبارت دیگر، در بازارهایی با روند نزولی برای من مفید و سود ده بود، ولی در بازارهای با روند صعودی یک فاجعه بود. به نظر می رسید به تعداد اشخاصی که به شیوه الیوت تحلیل میکنند تفسیر برای بازار وجود دارد، بنابراین من آن را به عنوان نظریه تحلیل با هدف پیش بینی بازار رها کردم.

 

مدل یا قوانین چه شخصی روی شما تأثیر گذاشت که آن را مناسب جهت معامله کردن دیدید؟

باید بگویم که مصاحبه های اشخاص مشهور در کتاب “جادوگران بازار”  بزرگترین منبع الهام بخش است. به علاوه، برنامه مخصوصی در شبکه PBS در سال۱۹۸۷ راجع به پاول تئودور جونز به اسم “معامله گر” بود که مرا کاملاً شیفته خود کرد. در این برنامه به این اشاره می کرد که پاول تئودور جونز سعی می کرد از شر همه مدل برنامه های کپی شده خلاص شود، اما خب شما همیشه می توانید یک نمونه خوب در اینترنت پیدا کنید.

 

لحظه “یافتم” برای شما کی بود؟ و آن اکتشاف چه بود؟

یکی از بزرگترین “یافتم” ها برای من تشابهات بود. منظورم این است که من شروع کردم به مشاهده، البته نه فقط تکرار الگوهای ساده بلکه تکه های تاریخی از واکنش های قیمت چه به صورت کلی، چه به صورت پیچیده و چه به صورت چند وجهی که در نمودار دوباره رخ داده بودند. تشابهات می توانند بسیار گمراه کننده باشند و همیشه کار نمیکنند، اما برای من اینکه حتی برخی از آنها کار کنند گواه بزرگی از تداوم تغییرناپذیری ذهن توده مردم است.

چگونه می توانید حالت معاملاتی خودتان را به بهترین شکل توصیف کنید؟
فکر می کنم باید از عبارت “تمرکز روی نمودار” استفاده کنم. نمیخواهم به اینکه یک معامله گر باثبات هستم تظاهر کنم، اگرچه آرزو میکنم اینچنین می بودم. قویا پوزیشن فروش را به پوزیشن خرید ترجیح می دهم، به دلایلی که فقط تیمی از روانشناسان میتوانند علت آن را بفهمند (منظور این است که خودم هم نمیفهمم چرا). برای کاهش ریسک مایل هستم تعداد زیادی پوزیشن با حجم کم بگیرم، اگرچه به دلیل اینکه بازار تأثیر بسیار زیادی بر همه ابزارهای مالی می گذارد و همبستگی های قوی بین آنها وجود دارد.

 

چه قانون­های کلیدی در معاملات شخصیتان به کار می برید؟

 

 

قوانین معاملات شخصی من اینها هستند:


 

حد ضرر:

حد ضرر باید همیشه و برای همه پوزیشن ها گذاشته شود، و همچنین حد ضرر باید به اندازه ای زیاد باشد که باعث نشود پیش از موعد از معامله خارج شوید.

 

زنگ شروع معاملات:

هیچ فعالیتی معاملاتی نباید در ۳۰ دقیقه اول شروع معاملات انجام شود. به استثنای به روز رسانی حد ضرر.

 

تازگی:

حد ضرر به طور منظم باید به روز شود، وقتی که بازار در مسیر پوزیشن شما پیش می رود و مقدار در سود قرار می گیرید می توانید با جابجایی حد ضرر می توانید میزانی از سودتان را تضمین کنید.

 

هوشیاری احساسی:

در مسیر معاملاتی خود از هوشیاری احساسی (در اصطلاح میتوان همان حس ششم را نیز به کار برد) استفاده کنید. درک کردن این موضوع که حس ترس که اغلب همراه برگشت های بازار که همراه پوزیشن شماست و غرور اغلب همراه با برگشت هایی که برعکس پوزیشن شماست. تحلیل سیکل های تکنیکی قابل اتکا مانند اسیلاتور McClellan جهت تقویت این هوشیاری کمک می کند.

 

خروج:

تنها راه قابل قبول جهت خروج از معامله خروج از معامله با حد ضرر و یا رسیدن به هدفی که به طور منطقی مشخص شده می باشد و حتی در حالتی که خروج از معامله دیر است و یا بخشی از معامله را می بندیم بهتر از این است که بی درنگ و بدون برنامه قبلی از معامله خارج شویم. به یاد داشته باشید تصمیم جهت ورود به معامله باید بر اساس چیزی باشد که ممکن است اتفاق بیفتد و تصمیم برای خروج از معامله باید بر اساس چیزی باشد که اتفاق افتاده است. این یک تفاوت فاحش در ذهنیت انسان هاست.


 

 

در بازار سهام به دنبال چه چیزی هستید و چرا معامله میکنید؟

 

زمانی که بر باز کردن موقعیت معاملاتی فروش تمرکز میکنم در پی چند چیز هستم:


 

۱- نقدینگی زیاد

۲- اثبات اینکه آیا آن سهم در گذشته ظرفیت ریزش چشمگیری داشته است

۳- وجود یک الگوی واضح و شفاف که قویاً احتمال ریزش بزرگ در قیمت را نشان دهد


 

 

به نظر شما چه چیزی معامله گران بزرگ را از دیگر معامله گران متمایز کرده است؟

به نظر من معامله گران بزرگ تمایل دارند متولد شوند نه اینکه ساخته شوند. با این تفاسیر باید بگویم من خودم را یک معامله گر بزرگ نمی دانم. من حتی خودم را یک معامله گر خوب هم نمی دانم. من خودم را یک تحلیلگر نموداری با مهارت و یک نویسنده خوب می دانم که توانایی نوشتن مقالاتی راجع به مدیریت یک ابزار مالی را دارد.

اما معامله گرانی که فرصتهای بزرگی را شکار کرده اند، فکر میکنم آنها با توانایی سوار شدن بر امواج بازار متولد شده اند، که البته احساسات معمول بشری عموماً مانع رسیدن به موفقیت میشوند. به عبارت دیگر، نکته درباره تفسیر آنها از بازار است و مهم تر از آن، تمایل آنها به درگیر کردن پول زیاد در شرایطی که دیگران تمایلی به انجام آن ندارند؛ این چیزی است که آنها را متمایز کرده است.

 

درباره روش مدیریت ریسکتان چه چیزی میتوانید به خوانندگان بگویید؟

در کل، روش من درصد محور است. همان طور که جای دیگر هم گفته ام، من ترجیح میدهم تعداد زیادی معامله باز داشته باشم (در زمان انجام این مصاحبه، دقیقاً ۱۲۳تا دارم) که هر کدام تقریباً از نیم تا دو درصد کل سبدم را تشکیل میدهند. برای هر کدام از آنها به طور معمول حد زیان ۳ درصدی (یا کمی بیشتر) از قیمت باز کردن معامله قرار میدهم.

زمانی که نمودار خیلی جذاب باشد ( یعنی موقعیت معاملاتی با درصد بالای موفقیت دیده شود) اما حد زیانش بیشتر باشد (تقریباً ۱۰ درصد) به همان نسبت حجم معامله را کاهش میدهم. به عبارت دیگر، ریسک معامله ام، از نظر پولی، تقریباً یکسان است، چه حجم معامله کم باشد چه زیاد.

 

در طول فعالیت کاری تان، چه زمان هایی بیشترین حس غرور و افتخار را داشته اید؟

بسیارخب، برمیگردد به سالها پیش. از تقریباً میانه های سال ۲۰۰۷ تا اوایل ۲۰۰۹، دوره خاصی برای من بود. فکر میکنم سبک معاملاتی من برای چنان بازاری ساخته شده بود و کاملاً مناسب آن شرایط بود. در آن زمان، گاهی حس میکردم همین طور دارم پول چاپ میکنم و این کار ساده به نظر میرسید. البته باید میدانستم که همیشه این طور نخواهد بود. الان که به گذشته نگاه میکنم، میبینم که بالا و پایین های زیادی وجود داشت اما زمانی که آب ها از آسیاب می افتاد، من سود معرکه ای ساخته بودم.

 

مهمترین تأسف و نگرانی ات؟

در این زمینه پاره ای از حس شرم ساری نسبت به خودم دارم و صرفا می خواهم از دوره ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۵ بگویم . همانطور که پیداست , من نیز نمیتوانم مشخصاً بگویم بانک های مرکزی دنیا تا کی می خواهند بهای سرمایه را به صورت مصنوعی بالا نگه دارند . چه بسا الان هم از این موضوع متنفرم . اما همگی روی زمین می‌گویند : «این فرآیند روزی پایان مییابد , آن هم بدجور» . البته هیچ کس نمیداند آن «یک روز» کی می رسد . 

آن «یک روز» سالهاست که گوشه ای ایستاده است. این طور به نظر میرسد که این اتفاق هرگز رخ نخواهد داد، اما در عمیق ترین لایه های وجودم درک میکنم که شما نمی توانید ثروت و رفاه را برای خودتان پرینت کنید و نمیتوانید کلاهبرداری (تقلب) مالی بین المللی مرتکب شوید بدون آنکه پیامدی داشته باشد. بله، این وضعیت روزی، بسیار سخت، تمام میشود، و خیلی، خیلی بدتر از آنچه من تصور میکنم. فکر میکنم برای همه مهیب و نگران کننده خواهد بود.

 

چه کتاب ها، وب سایت ها یا منابع دیگری را پیشنهاد میکنید به کسانی که میخواهند دانش معامله گری شان را وسیع تر کنند؟

 

اغلب درباره پیشنهاد کتاب و منابع از من سوال میکنند. علاوه بر کتاب های خودم، «راه خودتان را به سوی ثروت ترسیم کنید»، «رونق و پیشرفت هراس انگیز» منابع دیگری نیز هستند که به آنها علاقه دارم:


 

 دگردیسی بزرگ:

این کتاب، بهترین کتاب حوزه تجارت است که تاکنون خوانده ام. کتاب درباره رفتارهای سازمانی و سیاسی ای که ما را به شرایط موجود رسانده است بحث میکند. هرچه از ارزش این کتاب بگویم، کم است.

 

 جنگ ارزها:

کتابی است منحصر به فرد و آسان ( البته از نظر نوع نگارش) درباره کاهش دستوری نرخ برابری ارزها و اینکه کشورها چگونه از آن با انگیزه های مثبت و منفی استفاده میکنند. این کتاب، بهترین کتابی است که درباره ارزها خوانده ام، و شیوه ای که نویسنده تاریخ را در متن بیان میکند آن را جذاب کرده است.

 

 فروش بزرگ:

گزارشی فوق العاده از فروپاشی بازار اوراق قرضه ( وام با بهره معین که باید در زمانهای مشخصی مسترد گردد) مسکن در سالهای ۲۰۰۷-۲۰۰۸٫ مایکل لوییس کتاب دیگری نیز نوشت که نمیتوان آن را پرفروش دانست.

 

 هنر معامله:

برخلاف همه چیزهایی که تاکنون خوانده ام، بسیار نکته سنج و فیلسوفانه است و فوق العاده عالی. این کتاب، کمکتان میکند که درون ذهن یک معامله گر برنده بروید.

 فریب خورده با فرایندهای تصادفی:
کتاب فوق العاده از “Nassim Nicholas Taleb” درباره آمار، علیت، احتمالات، و بازار. این کتاب، یکی از بهترین کتاب های مرتبط با معامله گری است که تاکنون با آن دیده ام.

 

 معامله در محدوده:

یک راهنمای درجه یک برای ایجاد نظم در معامله گری، مانند ذن.

 

تحلیل تکنیکال بازار سهام:

کتاب مقدس تحلیل تکنیکال است و خواندنش از واجبات. با وجود آنکه قدیمی است، هر تحلیلگر تکنیکالی باید آن را بخواند.

 

 دایره المعارف الگوهای نموداری:

یک تحلیل آماری و دقیق از الگوهای نموداری و میزان کارایی شان. اثر بی نظیری است.

 

آموزش یک متخصص:

ترکیبی خیره کننده از شخصیت و سبک معاملاتی (هرچند صندوق سرمایه گذاری اش پس از اینکه عام شد، سریع ورشکست شد)

 

جادوگران بازار:

مجموعه ای تکرارنشدنی از مصاحبه با معامله گران، دارای مطالب خواندنی و ضروری و پر از شرح حال های جذاب. من برای یکی از این جادوگران کار میکردم که برای خودش داستانی است.


 

 

از چه چیزی برای ایجاد سایت خود الهام گرفتی؟

بسیار ساده بود، همسرم مشوق من بود. سال ۲۰۰۵، سایت Prohet را فروخته بودم و وبلاگ ها نیز داشتند کم کم پر بازدید میشدند. یک بار بیشتر این کار را انجام نداده بودم اما همسرم مدام به من فشار می آورد که درباره معاملاتم حرف بزنم.از آن زمان تا حالا، یازده سال است که حتی یک روز هم این کار را ترک نکرده ام.

 

چه توصیه ای به خوانندگان درباره حجم معاملات دارید؟

توضیح دادم که من چگونه حجم معاملاتم را تعیین میکنم، اما صادقانه بگویم شک دارم برای بیشتر افراد مناسب باشد، چون سبک معاملاتی من کمی احمقانه (فراچارت: جنون آمیز) است (داشتن بی نهایت معامله کوچک همزمان).

 

بسیار از معامله گران به موانع بلندی برخورده اند و برای تکامل و عبور از این مرحله دچار مشکل اند. چه توصیه ای به آنان دارید؟

فکر میکنم دو نکته را باید در این باره در ذهن داشت: ۱٫ مطالعه کنید: تعداد زیادی کتاب های خوب در حوزه معامله گری وجود دارد که میتوانید آنها را بخوانید. ۲٫ مباحثه کنید: انجمن ها و فروم های آنلاین معامله گری را بیابید و در آنجا مباحثه کنید. بحث کنید، نظراتتان را به اشتراک بگذارید، بپرسید و مناظره کنید. طبیعتاً من به فروم سایت خودم (فراچارت: www.slopeofhope.com) علاقه مند هستم. توده وسیعی از افراد در این فروم هستند و برای همیشه رایگان در نظر گرفته شده است.

 

حالا که به سطح معامله گر موفق و سودساز رسیده اید، برای ارتقای مهارتتان چه میکنید؟

سعی میکنم به توصیه هایی که در جواب سوال قبل گفتم عمل کنم. مطالعه، و مباحثه با معامله گران بهتر از خودم. من هرگز یادگیری را متوقف نمیکنم.

 

رفتار یا روشی دارید که از نظر دیگران غیرمعمول به نظر برسد؟

فکر نمیکنم به کس دیگری غیر از خودم کمک کند، البته ممکن است اشتباه کنم، با این حال، می­گویم: «باب راس». بله، «باب راس» نقاش. من هر روز در پس زمینه، فیلم او را در حال نقاشی کردن دارم. فکر میکنم صدای تسکین دهنده او باعث میشود در روزهای بد بازار آرام شوم. اگر عبارت دیگری در این باره به کار نبریم، میتوان گفت این کار غیرمعمول است.

 

برای کسانی که تازه پایشان به این عرصه باز شده، چه توصیه یا راهنمایی ای دارید؟

با اینکه ممکن است تکرار مکررات باشد، میگویم یک راست به بخش نظرات در سایت slopeofhope.com بروید و با دیگر معامله گران ارتباط بگیرید. من اغلب از اینکه چطور معامله گران سخاوتمند شبیه به هم هستند و همه شان میخواهند به دیگران در یادگیری و رشد به دیگران کمک کنند شگفت زده میشوم. واقعاً الهام بخش است.

 

توصیه ای دارید به معامله گرانی که هم اکنون موفق هستند؟

به آنها میگویم: فروتن بمانید. چون نمونه هایی از معامله گرانی هستند (مثلاً الان John Paulson به ذهنم رسید) که موفقیت مبهوت­ کننده، شگفت انگیر و معروف در

سطح جهان داشته اند، تازه آن هم به عنوان مشغله دوم و همچنان فروتن هستند.

 

دوست دارید تحت عنوان معامله گر , چه چیزی از خویش باقی بگذارید؟ 

درصورتی که میتوانستم نمودارخوانی را فراگیرتر و ساده تر ( برای دانستن ) کنم , آن را موفقیت به حساب می آوردم . اینجانب اعتقاد و باور عمیقی به قدرت و کاربرد چارتخوانی دارم و فکر نمی کنم بایدحتماً فعالیت پیچیده­ای باشد . Jake Bernstein با کتابش تأثیر مثبت و ماندگاری بر زندگی اینجانب داشته است . من هم امیدوارم با کتب و وبلاگم , بتوانم چنین کاری را برای اشخاص زیادی انجام دهم .