مصاحبه با جس فلدر معامله گر بازارهای مالی  

 

 

 

جس فلدر از سال ۱۹۹۶ وارد حوزه مدیریت سرمایه شد و از همان زمان به طور حرفه در حال عمل کردن است . کمپانی خدمات مالی , سرمایه­ گذاری بانکی و مدیریت سرمایه (  Bera Stearn ) آغاز کارحرفه ای وی بود و بعد از مدتی فعالیت در ان شرکت شروع کرد به ایجاد یک صندوق سپرده گذاری چندین میلیادر دلاری در کالیفرنیا . 

همینطور وی به تازگی یک نشریه با اسم The Felder Repot که شرکتی خانوادگی میباشد را تاسیس نموده است . این نشریه مخصوص سرمایه گذاران واقعی هست . در وال استریت ژورنال مقاله ایپخش شده بود که برای همگان جالب بود . این مقاله به این عنوان درج شده بود : ” چرا جس فلدر از پرهزینه ترین تصمیمی که در زندگی خویش گرفته پشیمان نیست؟ “ . این مقاله مربوط به استعفای ویاز شرکتی که خودش تاسیس کرده بود است . در ادامه , بخشی از مقاله را می­خوانیم : 
۱۵ سال پیش , در زمان وقوع حباب شرکت­های اینترنتی که شاخص نزدک ( NASDAQ : این بازار بزرگ‌ترین بازار معاملهٔ الکترونیک سهام در ایالات متحده است ) به ۵۰۰۰ رسیده بود , من از طرف معامله­ گر ارشد و مؤسس شرکتی که تبدیل شده بود به یک کمپانی سپرده گذاری چند میلیون دلاری , استعفا دادم که پرهزینه ­ترین تصمیم زندگی­ ام بود . 


< بیشتر بخوانید >

فارکس سواپ فارکس سود فارکس سود ده فارکس سود يا ضرر فارکس سياست روز فارکس سيتي


دلیل استعفایم نه بی میلی به کار زیاد (۸۰ ساعت در هفته و شاید هم بیشتر) بود، نه بی­ علاقگی به همکارانم (هرچند واقعاً دیگر علاقه ­ای به آنان نداشتم!) و نه حتی بی­ میلی به کاری که انجام می­دادم؛ بلکه به این دلیل استعفا دادم که فهمیدم بازار بورس، وال­ استریت، و مخصوصاً صندوق سرمایه ­گذاری­ ای که در آن فعالیت می­کردم، پر شده بود از حقه­ بازی و نفرت؛ و من دیگر نمی­توانستم این جو را تحمل کنم و جزئی از این مجموعه باشم (این موضوع مثل یک پتک بر سرم می­خورد و دیوانه­ وار اذیتم می­کرد).

او مقاله­ اش را با این جمله به پایان رساند: تا به حال تمام تلاشم را کرده­ ام تا بفهمم چگونه می­توان با بهترین راه اخلاقی ممکن به مردم در زمینه سرمایه­ گذاری کمک رساند.

صبر کن، کمی تأمل. یعنی می­گویید جس فلدر شرکت سرمایه­ گذاری چند میلیارد دلاری دارای رتبه “B” را که خودش تأسیس کرده بود، به خاطر رعایت اخلاق، صداقت و داشتن عذاب وجدان رها کرد؟ آری، نجابت، کمترین چیزی است که در این باره می­توان گفت!

پس از استعفا، سرپرستی شرکت او را به شخص دیگری واگذار کردند. شرکت سرمایه­ گذاری، پس از گذشت کمتر از یک دهه، با سرپرستی اشخاص دیگر با انبوهی از مشکلات حقوقی، افول شدیدی کرد. عجب داستان دیوانه­ کننده­ای! بعد از خواندن مقاله وال­ استریت ژورنال، به سراغ او رفتم، با این هدف که ببینم آیا تمایل دارد تجریبات و دانشش را با من به اشتراک بگذارد. اگر چه به تمامی سؤالاتم پاسخ نداد، ولی این فرصت را در اختیارم گذاشت که هر ازگاهی ملاقاتی داشته باشیم تا بتوانم نظراتش را درموضوعات مختلف جویا شوم.

 

چه چیزی برای اولین بار توجه و علاقه شما را نسبت به بازار سهام جلب کرد؟

جس فلدروقتی ۸ سالم بود، پدرم یک کامپیوتر شخصی برایم خرید که یک بازی شبیه­ ساز بورس به اسم «میلیونر» داشت. زمان زیادی طول نکشید که از بازی خسته شدم و کنارش گذاشتم، ولی با مضمون و مفاهیم بازارهای مالی آشنا شدم. به­ زودی معاملات مجازی را آغاز کردم. یک دفتر حسابداری داشتم که اواخر هر هفته اطلاعات قیمت را در آن به ­روزرسانی می­کردم. بالاخره سرمایه­ گذاری با یک حساب واقعی را شروع کردم و زمانی که در دانشکاه قبول شدم، فهمیدم این حوزه، همانی است که می­خواهم آینده کاری­ ام را در آن آغاز کنم.

 

چه روش یا استراتژی معاملاتی بود که شما آن را انجام دادید و در آن موفق نبودید؟

سخت است بگویم همه این روش­ها سبب شکست من شده­ اند.در آن زمان تلاش کردم روش­های مختلف را، که هرکدام مزیتی در فرایند کاری­ ام داشتند، تا جایی که ممکن است با هم ترکیب کنم. برخی در شرایط خاص بهتر از بقیه کار می­کردند. فکر می­کنم زمانی که به یکی از آنها بیشتر تکیه می­کردم، به دردسر می افتادم. اما الان سعی می­کنم تا زمانی که همه شرایط برای یک معامله موفق مهیا شود، صبر کنم و فقط تحت آن شرایط وارد معامله شوم. عمیقاً معتقدم چیزی که معامله گران بزرگ را از دیگر معامله­ گران متمایز می­کند، صبر و نظم خارق ­العاده آنهاست.

 

سبک یا قوانین معاملاتی چه شخص یا اشخاصی روی شما و سبک معاملاتی شما تاثیر گذاشت؟

زمانی که داشتم راجع به معامله­ گران و سرمایه­ گذاران بسیار موفق مطالعه می کردم، مراحل مختلفی را پشت­ سر گذاشتم و تجربه کردم. ابتدا سبک سرمایه گذاری بر پایه ارزش­گذاری متعلق به وارن بافت ( Warren Buffet) و بنیامین گراهام (Ben Graham) توجهم را جلب کرد. سپس علاقه شدیدی به سبک تکامل ­یافته وارن بافت که توسط چارلی مانگر (Charlie Munger) نوشته شده بود پیدا کردم. پس از آن، وارد حوزه تحلیل تکنیکال شدم و در نهایت، به سبک تحلیلی امواج الیوت و دی مارک DeMark روی آوردم.

همچنین سبک معاملاتی آقای پاول تئودور جونز (Paul Tudor Jones) و سبک معاملاتی دنباله­ روی روند را نیز مطالعه کرده ­ام. بعدها مجذوب روش­ها و تاریخچه زندگی استن دراکن میلر ( Stan Druckenmiller) شدم. استن دراکن میلر احتمالاً موفق ­ترین مدیر شرکت های سرمایه ­گذاری در میان نسل­های مختلف است. من شیوه او را می­پسندم: “منتظر می­مانی موقعیت­های معاملاتی فوق­ العاده، که آدم را به هیجان می­آورد، ایجاد شوند و بعد تا جایی که می­توانی خرید می­کنی.”

 

بهترین تعریفی که از سبک معاملاتی خودتان می­کنید چیست؟

سبک معاملاتی من ترکیبی از تحلیل بنیادی، تحلیل رفتاری، تحلیل تکنیکال و تجزیه­ وتحلیل کلان اقتصاد است. اولین کسی که دیدم راجع به این سبک صحبت کرده است، تاد هریسون (Todd Harison) بود.

در حالت ایده ال، من دنبال سهم ­هایی هستم که خیلی ارزان و منفورند. دنبال سهم ارزانم، زیرا قیمت (پولی که برای خرید پرداخت می­شود) نرخ بازده سرمایه را تعیین می­کند. هرچه چیزی را ارزان­تر بخریم، نرخ بازده مان می­تواند بالاتر رود؛ و به این دلیل دنبال سهم های منفور در بازار هستم که هرچقدر سهمی منفورتر باشد، احتمالاً میزان تقاضای باقیمانده برای کاهش قیمت در آن کمتر است. وقتی سهمی به طور گسترده مورد نفرت بازار قرار بگیرد، به این مفهوم است که هرکه می­خواسته سهم را بفروشد، تاکنون فروخته است و دیگر فروشنده­ ای وجود ندارد.

هر زمان سهمی را پیدا کردم که این دو شرط را داشت، با استفاده از تحلیل تکنیکال، به دنبال سیگنال­های تغییر روند نزولی به صعودی می­گردم. سپس منتظر پایان مومنتوم ­های نزولی در تایم­ فریم­های مختلف می­مانم. برای فروش ( short)، همه این موارد، به ­طور معکوس، صدق می­کند.

 

به نظر شما چه چیزی معامله ­گران بزرگ را از بقیه مجزا می­کند؟

معامله­ گران بزرگ میل دارند سریع­تر از توده مردم حرکت کنند و با دیگران متفاوت باشند. نه­ تنها در این مورد، بلکه در زمینه­ های دیگر نیز این گونه عمل می­کنند.

نباید گفته شود پول با همراهی با توده بدست نمی­ آید، چون اغلب اوقات این تنها راهی است که افراد زیادی با آن به پول دست می­یابند؛ بلکه باید گفت پول با دنباله­ روی از توده مردم کسب نمی­شود. آنها (معامله­ گران بزرگ) ایده­ هایشان را شکل می­دهند و با اعتماد به­ نفس، بدون توجه به نظرات کوتاه ­مدت، آنها را عملی می­کنند.

 

چه مطلبی می­توانید راجع به رویکردتان در مدیریت ریسک به خوانندگان ما بگویید؟

تقریباً بیشتر مواقع به میل خودم و بر اساس شخصیتم خرید و فروش انجام می­دهم. به ­ندرت خودم را در معرض ریسک­های عمومی بازار قرار می­دهم. از این گذشته، سعی می­کنم از حد ضرر قیمتی استفاده نکنم. ترجیح میدهم به­ جای استفاده از حد ضررهای بزرگ قیمتی، از حد زیان بنیادی و زمانی استفاده کنم. هر زمان سناریوی تحلیلی ­ام از اعتبار افتاد، یا اگر معامله در زمان مورد انتظار به بار ننشست، از آن خارج می­شوم.

 

چه کتاب ها و وبسایت ها و منابع دیگری برای معامله گرانی که قصد افزایش دانش خود را دارند پیشنهاد می کنید؟

من تقریبا سالی یک بار کتاب جادوگران بازار (Market Wizards) را مطالعه می­کنم؛
گزارش سهامداری سالانه وارن بافت (Warren Buffet’s shareholder letters) نیز یکی از منابع بسیار ارزشمند برای فهم بازار و کسب ­و کار است؛
کتاب خاطرات یک اپراتور سهام ،(Reminiscences Of A Stock Operator) و همچنین بیوگرافی جس لیورمور (Jess Livermore) هر دو عالی و استثنایی هستند؛
به ­علاوه، ازنظر من توییتر (شبکه اجتماعی) نیز ابزاری خارق­العاده، به­خصوص برای دسترسی به اخبار، و البته به اشتراک گذاشتن ایده­ها با دیگر معامله­ گران و آموختن از اجتماع پرپتانسیل معامله­ گران است. این، برای من بسیار ارزشمند است.

 

در رابطه با حجم معاملات چه توصیه ­ای به خوانندگان دارید؟

حجم معاملات باید با اعتماد به موقعیت معاملاتی، و میزان مهارت و نظم کاری­تان همسو باشد و متناسب با آنها تعیین شود. تنها زمانی حجم معاملات را زیاد کنید که با داشتن اعتماد به موقعیت معاملاتی و میزان مهارت و نظم کاری، بتوانید به ­طور مؤثر معامله انجام دهید. نکته حساس اینجاست که اعتماد بیش از حد، در بازارهای مالی نابودکننده است، چه اعتماد به ایده، چه اعتماد به توانایی­ ها. اینجا اهمیت اعتماد داشتن به دانش و مهارت، خود را نشان می دهد. به همین علت است که اکثر معامله­ گران موفق، به­ جای اثبات یک ایده، بیشتر وقتشان را صرف این می­کنند که بفهمند کجا ممکن است در اجرای آن به اشتباه بیفتند.

 

خب، حالا که به یک معامله­ گر موفق در بازار تبدیل شده ­اید، چه اقداماتی را برای ارتقای مهارتتان انجام می­دهید؟

من تا ابد دانش ­آموز این عرصه هستم. به­ هیچ­ وجه نمی­توانم تصور کنم روزی به نقطه ­ای برسم که حس کنم آن­قدر که می­توانستم یاد گرفته­ام و باید متوقف شوم. غالباً برایم هیجان­ آور است که با مفهوم و تاکتیک تازه ­ای آشنا شوم. من مدام می­توانم مهارت­هایم را بهبود دهم. این فرایندی پایان­ ناپذیر است.

 

آیا عادت، روش و یا شیوه ­ای دارید که ازنظر بقیه نامتعارف باشد؟

به نظرم بزرگ­ترین بی منطقی در بازار این است که گفته می­شود شما باید فقط یک استراتژی و یا سبک معاملاتی را انتخاب کنید و به کار ببرید: یا معامله­ گر بنیادی باشید یا تکنیکال؛ یا دنباله­ رو روند باشید یا به دنبال نقاط بازگشتی. من نمی­توانم این مطالب را بپذیرم. درحقیقت، به نظرم بزرگ­ترین اشتباهی که یک معامله­ گر می­تواند انجام دهد این است که یک سبک معاملاتی را انتخاب کند و بقیه را کنار بگذارد. وقتی سبک­های معاملاتی مختلف را کنار هم می­گذارید، همیشه نتیجه بهتری می­گیرید.

 

چه سفارش هایی میکنید به اشخاصی که جدیدا می‌خواهند وارد میدان معامله گری شوند و چه دستور العملی برای انان دارید؟ 

ابتدا پیشنهاد می­کنم سبک­های معاملاتی متعدد را مطالعه نمایند و درباره کسانی که‌این سبک­های معاملاتی را اجرا کرده ­اند مقاله بخوانند ; و در نهایت , سبک یا موضوعاتی را بیابند که واقعاً مجذوبشان کرده است . هنگامی چنین چیزی را یافتید , در مسیر موفقیت در داد و ستد ­گری قرار گرفته­ اید . از یاد نبرید که در غایت بایستی سبک اختصاصی خودتان را پیدا نمایید . ( فراچارت : وی دقیقا به بزرگترین حقیقتدر داد و ستد گری اشاره کرده ) صرفا کاری که نیاز است انجام دهید این است که سبک معاملاتی­ ای را که با آن ارتباط برقرار نمی­کنید و نمی­توانید با آن خو بگیرید رها فرمایید و تلاش نکنید آن را یاد بگیرید . 

هرچه می­توانید , بیشتر راجع به چیزهایی که واقعاً برایتان جذاب است یاد بگیرید ; بعد از آن , بی­ شک وتردید به نسخه فردی خودتان , سبک معاملاتی منحصربه شخص شما , دست پیدا خواهید کرد .