مصاحبه با معامله گر بازار های مالی ( تام ریگلی )

 

تام ریگلی یکی از دانشجویان دانشگان ایلینویز شمالی با مدرک MBA از دپارتمان مدیریت کالج است. او از طریق موسسه Even Scholar در دانشگاه پذیرفته شده. در مباحث مالی و معامله گری تام یکی از پیشتازان و افراد موفق هست که با ۳ موسسه بزرگ مالی و یک شرکت همکاری میکند. تام ۱۵ سال است که در حوزه بورس و بازار های مالی سابقه پر فروغی دارد. همچنین تام از سال 2008 معامله گری را به عنوان شغل اصلی خود انتخاب کرده و کار دیگری انجام نمیدهد. او استراتژی خاص خود را دارا است که بیشتر از روی نقاط بازگشتی قوی کسب سود میکند و اندکی هم نوسان گیری انجام میدهد.

زمان هایی که غرق در معاملات و اعداد و ارقام بازار نمیباشد; اوقات آزادش را با گلف ; پیک نیک خانوادگی و کباب درست کردن; تماشای فیلم; گوش دادن به موسیقی زنده; شیکاگو گردی و مسافرت می گذراند. وی در شیکاگو به دنیا امده و همان جا نیز بزرگ شده است. در حال حاضر نیز هنوز در شیکاگو زندگی میکند.

 

چه چیزی باعث علاقه شما به بازار بورس شد؟

من معمولا عاشق این بودم که تفاوت های ظریف شرکت هایی را که با آنها آشنا بودم بفهمم و آنها را تحلیل و بررسی کنم. در حالی که داشتم هنر و علم معامله گری را یاد میگرفتم مجذوب ذات رقابتی معامله گری شدم. در نهایت با سخت کوشی های مداوم; من در مسیر فعلی قرار گرفتم.

 

چه روشهای و استراتژی های معاملاتی بر تو تاثیر گذاشت و چرا؟

ویلیام اونیل; استراتژی کان سلیم او به من آموخت که چگونه پیشروها و برنده­ها را قبل از اینکه در قیمت سهام نمود پیدا کند; تشخیص دهم.
جس لیورمور; به من آموخت معامله کردن پویاست اما بیشتر قوانین ثابت هستند. همچنین مهارت های معاملاتی من را در پیش فروش سهام گسترش داد.
پاول تئودور جونز; تلفیق بسیار منسجمی از نگرش او هم اکنون در سبک معاملاتی من وجود دارد: ذهنیت متواضعانه; طرز فکر رو به جلو; کم کردن ریسک معاملات و تحلیل تکنیکال.

 

چه چیزی و چه زمانی باعث شد به لحظه “یافتم” برسی؟ اکتشافت چه بود؟

زمانی که فهمیدم احتمال کمی وجود دارد که بتوان به طور کامل یک معامله گر همیشه کامل و بی نقص بود. سپس از تلاش برای پیدا کردن کف و سقف سهام های منحصر بفرد; و همچنین کف و سقف بازار به طور کلی دست کشیدم. درک این موضوع باعث شد که به یک معامله گر روندی تبدیل شوم; سود هایم را گسترش دادم در حالی که زیان هایم را به حداقل رسانده بودم و توانستم یاد بگیرم که حرکات ریز موج های قیمت چگونه هستند.

 

بهترین توصیفت از سبک معاملاتی ات چیست؟

دو سوم معامله گری روی برگشت های بازار ; یک سوم نوسان گیری کوتاه مدت.

نهایتا; سعی میکنم یک محدوده معاملاتی در سهام برای خودم بسازم و در آن تا زمانی که سود ساخته میشود معامله کنم. اگر اسکالپ کنم; که البته برنامه همیشگی ام نیست; بیشتر شبیه یک تجارت پرمشغله است که متاثر از میزان سرمایه ام در دیگر معاملات می­باشد.

این ترکیب معمولا به قلمروی ناشناخته ای تبدیل میشود که من در آن آسیب پذیر; و مستعد شکستن قوانین معاملاتی ام میشوم. بیشتر مواقع; وقتی این اتفاق می افتد; در نهایت با “درس جدیدی که یاد میگیرم” و از دست دادن مقداری از سرمایه ام به پایان می رسد.

مزیت من= نظم + لجاجت است و و معتقدم که من همیشه در دورهای نخست منحنی دائمی یادگیری هستم.

 

چه قانونهای کلیدی درمعاملاتتان دارید؟

اندیکاتور های تکنیکالی نقش به سزایی در سبک معاملاتی من ایفا می کنند. اگر برای معامله دیر شد; صبر می کنم تا موقعیت بهتری پیدا شود. اگرهم زود وارد شوم و بعد از مدتی تازه زمان معامله برسد; معمولاً میانگین کم میکنم. وقتی که معامله در سود رفت; اجازه می دهم قیمت مرا در اضافه کردن به معامله ام راهنمایی کند. اگر در معامله اشتباه کرده باشم; به صورت سیستماتیک از معامله خارج می شوم و اشتباهم را پیدا میکنم تا نکته ای از آن یاد بگیرم.

 

در بازار سهام دنبال چه سهم هایی برای معامله هستید؟

“من تمایل دارم با رویکرد تحلیل بنیادی; روی شرکت های دارای بنیان خوب; معامله کنم. البته از تحلیل تکنیکال استفاده میکنم تا متوجه شوم چه زمانی به معامله اضافه کنم; آن را نگه دارم و یا ازآن خارج شوم. دوباره تاکید می کنم قیمت یک متغیر اصلی است. من به نوسانات قیمتی سهمی که میخواهم معامله کنم توجه می کنم; و همچنین در ذهنم شیوه امتیازدهی ای دارم که به سهم از نظر همبستگی با کل بازار نیز رتبه میدهم.

 

این جمله از من به شما یادگار :

معامله گران بزرگ…
• عادت های بد را به سرعت از بین می برند
• از اشتباهات درس می گیرند و رشد می کنند
• به شخصیت;نقاط قوت و نقاط ضعف خودشان احترام می گذارند
• یک تقویم کاری و همچنین یک ژورنال همراه خود دارند
• احساسات;غرایض و نفس خود را مدیریت می کنند
• همیشه به یاد دارند که بازار هیچ چیزی به آنان بدهکار نیست.

 

راجع به شیوه مدیریت ریسکتان چه چیزی می توانید به خوانندگان بگویید؟

برای من مدیریت ریسک قبل از شروع یک معامله آغاز می شود. همچنین استراتژی خروجم نیز پیش از انجام معامله اصلی طرح ریزی می شود. من درصد های مشخص و ثابتی برای حد زیان و سود ندارم. به جای آن; تعدادی پارامتر تجربی برای سنجش دارم و به قیمت اجازه می دهم زمان و نقطه ورود را برایم تعیین کند. اگر قیمت بر خلاف جهت مورد نظرم حرکت کرد و به این نتیجه رسیدم که معامله­ ام اشتباه بوده ;هدفم این است که با کمترین ضرر از آن خارج شوم.

تا زمانی که برخی شرایط تغیر نکرده باشد یا من از لحاظ احساسی از حالت نرمال خارج نشده باشم; به طور آگاهانه تلاش می کنم معامله را بازبینی نکنم. هم چنین تمایل دارم حد زیان ذهنی خودم را دوست داشته باشم; مخصوصا در این دوره; که دوره تریدهای ماشینی است.

 

چه زمانهایی به معاملاتتان افتخار می کنید؟

هر معامله سود دهی در نوع خودش خوب است ولی بیشتر از معاملاتی که در خلاف جهت روند است و به سود می انجامد لذت می برم. من به شدت معتقدم که باید خارج از قواعد عمومی فکر کرد و روی ذهنیت عمومی مردم سرمایه گذاری می کنم.

اوایل که شروع به معامله گری کردم دنبال این بودم که ببینم عموم معامله گران روی چه چیزی معامله می کنند که من هم; همان را انجام دهم. بعد از کمی تجربه و بازنویسی سبک معاملاتی ام فهمیدم که چندین برابر پولی که عموم مردم دنبال آن هستند را میتوان تنها با انجام دادن کاری خلاف آنها در زمان درست و در قیمت مناسب به دست آورد.

 

یک مثال از این نمونه.

زمانی است که برای پدرم سهام فیس بوک را در قیمت ۲۶ دلار خریدم. در حالی که آن زمان عموم معامله گران; فیس بوک را Myspace دیگری می دانستند (Myspace یکی از هزاران شبکه اجتماعی اوایل قرن ۲۱ بود که به دلیل عدم موفقیت در سالهای ۲۰۰۸-۲۰۰۹ به یک شکست تجاری تبدیل شد) و برای آن جوک های مختلف می ساختند; من با سخت کوشی و تلاش تحقیق کردم و قدرت و پتانسیل های موجود در آن را درک کردم.

با افتخار می توانم اعلام کنم که پدرم در حال حاضر هنوز آن موقعیت خرید را باز نگاه داشته و سود مناسبی کسب کرده است. او حتی توصیه های من راجع به اضافه کردن سهم در طول مسیر رشد را هم رد کرد; همان موقع ما باهم به توافق رسیدیم تا زمانی که من دستور فروش نداده ام; او سهمش را نفروشد.

 

ناراحت کننده ترین چیزی که در بازار مالی برایتان اتفاق افتاده چیست؟

وقتی که خودم را برای یک فرصت معاملاتی بد یا فرصت از دست رفته سرزنش می کنم و اجازه می دهم این حالت روی معامله بعدی ام نیز تاثیر بگذارد. من سعی می کنم با چنین حالتی مبارزه کنم و اشتباهم را بپذیرم و اعتماد به نفسم را از دست ندهم. برای رهایی از این وضعیت یک تمرین مفید انجام میدهم:

سعی میکنم به معامله; مانند گلف نگاه کنم سعی میکنم کیف وسایلم را به سوراخ بعدی (معامله بعدی) نبرم. لذا تصمیمم برای معامله را به تعویق می اندازم.

 

چه کتاب ها;وب سایت ها و یا منابع دیگری را به کسانی که تمایل دارند دانش معامله گری شان را افزایش دهند پیشنهاد می کنید؟

دانش و اطلاعات در معامله گری یعنی همه چیز. مانند این است که شما با یک تفنگ شکاری ساچمه ای بخواهید هدف گیری و شلیک شروع کنید (یک طرح معاملاتی کلی طراحی می کنید) سپس با فیلتر کردن آن طرح تفنگ خودتان را به یک تفنگ کلت تبدیل می کنید که با آن راحت تر میتوان اهداف دقیق را هدف گیری کرد (طرح معاملاتی خودتان را فیلتر می کنید). این تفنگ با نقاط قوت شخصیتی و سبک معاملاتیتان پرو آماده استفاده میشود.

 

چند کتاب که پیشنهاد می کنم مطالعه کنید:

• چگونه در بازار سهام پول کسب کنید: یک سیستم موفق در زمان های خوب یا بد بازار- نویسنده ویلیام جی اونیل
• معامله کردن در محدوده: استادی در بازار با اعتماد بنفس;نظم و یک نگرش موفق- نویسنده مارک داگلاس
• خاطرات یک اپراتور سهام – نویسنده ادوین لیفور
• تحلیل تکنیکال با استفاده از چند قالب زمانی- نویسنده برایان شنون
• هنر و علم تحلیل تکنیکال: ساختار بازار;واکنش قیمت و استراتژی های معاملاتی- نویسنده آدام گریمز
• معامله کردن مانند جادوگر بازار سهام: چگونه یک عملکرد فوق العاده در هر بازار سهامی بدست بیاوریم- نویسنده مارک مینروینی

 

چه توصیه ای به خوانندگان راجع به حجم معاملاتشان می توانید بکنید؟

رعایت حجم مناسب در ورود به معاملات و خروج ازآنها یک مهارت فوق العاده است. حرکت پرشتاب دنیای امروز به سمت ترکیبی از لذت لحظه ای و رویکرد صفر و یکی; در معاملات کمک چندانی نمی کنند. اگر یک معامله گر بتواند در تعیین سیستماتیک حجم معاملاتش تسلط پیدا کند; خواهد توانست دریچه جدیدی برای کسب سودهای بیشتر; کاهش ریسک معاملاتی و حداقل کردن زیان هایش باز کند.

اگرچه معامله گران با هم تفاوت دارند; یک معامله گر باید همیشه حجم معاملاتش را با میزان ریسک ­پذیری شخصی اش همسو کند. البته ریسک های دیگری نیز پیش رو هسستند; نظیر میزان درآمد; تقویم اقتصادی; کنفرانس ها; تحلیلها زمان های بدون خبر مهم; و مانند اینها. همچنین ریسک های اجتماعی و ریسک های مربوط به ژئوپولتیکی نیز وجود دارند که تشخیص آنها بسیار سخت تر است; اما زمانی که در حال مدیریت حجم معاملات هستید باید لحاظ شوند.

من با کاهش حجم و هج کردن پوزیشن ها; ریسک زیاد را متعادل میکنم.

 

بسیاری از معامله گران وضع ثابتی دارند و در عبور از این مرحله دچار مشکل اند. چه توصیه ای می توانید به آنان بکنید؟

معامله گری یک تعادل روشمند از ترکیب دانش و اصلاح­پذیری همیشگی است. حتی موفق ترین معامله گران هم (مانند ورزشکاران موفق) دوران افول یا دوران با عملکرد ضعیف را تجربه خواهند کرد. بستگی دارد شما چگونه با آن مواجه شوید که به مسیر اصلیتان بازگردید.نسخه یک شخص را نمیتوان برای دیگری هم استفاده کرد این حالت برای هر کس در دنیا متفاوت و منحصر به فرد است.

زمانی که احساس میکنم معاملاتم دچار چنین مشکلی شده است; به اصول معاملاتم رجوع میکنم. من سعی میکنم تشخیص دهم چه بخشی از اجرا و معاملاتم اشتباه بوده است و علل و تاثیرات این اشتباهات کجا بوده . زمانی که متوجه شدم چه چیزی باعث گمراهی ام شده این واقعیت را که من بوده ام که خراب کرده ام و من سبب این اشتباه شده ام; می پذیرم. یک معامله گر نیاز است بفهمد که همیشه باید در حال یادگیری باشد; همیشه به خودش تلنگر بزند و دچار غرور نشود و همیشه آماده تغیرات باشد. هرگاه; به عنوان معامله گر; از پیشرفت و یادگیری دست بکشید; از همان زمان; پتانسیل ها و توانایی هایتان را محدود کرده اید.”

 

حالا که شما معامله گر موفق و سودسازی شده اید; برای بهتر کردن توانایی هایتان چه کارهایی انجام می­دهید؟

من همیشه از واژه “چرا؟” و “چه چیزی؟” برای بررسی و تحلیل معاملاتم استفاده می کنم. فهمیدن “چرا”ی پشت هر معامله خوب یا بد بدین معناست که می توانم/نمی توانم; که موفقیت/شکستم را زمانی که معامله بعدی را انجام میدهم; تکرار کنم.

واژه ی”چه چیزی؟” (نام سهم; میزان سود یا زیان) به سادگی محصول همین این فرایند است.

برای شفاف کردن موضوع; به مفهموم عبارت “به جای اینکه به شخصی ماهی بدهی به او ماهی گیری یاد بده که تا اخر عمرش بتوانی او را سیر کنی” عمیق فکر کنید. فهمیدن فرایندی که به یک معامله منتهی می شود باعث تقویت توانایی های من می شود در حالی که تاثیرات احساسی من را به حداقل می رساند؛ و اگر معامله به سادگی و صرفاً با یک خوش شانسی و یا بدشانسی ناب (سود یا ضرر) همراه شود; همان چیزی است که باید آن را بررسی کنم. در نهایت با هر معامله ای سعی میکنم همه مهارت هایم را بکار بگیرم; انضباط معاملاتی را تمرین کنم و از هر شکست یا پیروزی بیاموزم و رشد کنم.

 

آیا عادت و یا روشی را دارید که از آن استفاده کنید و دیگران آن را غیرمعقول بدانند؟

 

همیشه برای قوانین استثنائاتی وجود دارد.

من معمولا سعی میکنم قبل و بعد از بازار از فضای معامله فاصله بگیرم. معمولاً سعی میکنم در نیم ساعت و یا یک ساعت اول بازار معامله نکنم. همچنین معامله زمان اعلام اخبار مرسوم (مانند انتشار اخبار مربوط به p/e ;انتشار نرخ تورم; صدور احکام مجلس و دادگاه های ایالتی و غیره) برای من ممنوع است.

با این اوصاف بیشتر معاملات موفق و سوددهم از شکستن قوانین کلی ام حاصل میشود. اما هیچ وقت در همین معاملات سودده هم کورکورانه وارد نشده ام. در هر کدام از این حالات; که به ندرت اتفاق می افتند; زمانی آن معاملات را انجام می دهم که دلایل خوب و معقولی همراه با ریسک محدود پیدا کنم.

ریسک محدود می تواند بر اساس خود استراتژی به دست بیاید; به اندازه یک معامله معمولی حجم معامله گرفته شود ; و یا زمانی که احتمالاً در معامله خواهیم بود میزان ریسک را مشخص کند. دوباره تاکید می کنم اینها حالت های خاصی هستند که با حالت معاملاتی معمول من مقایسه می شوند که در هر کدام از آنها من نسبت سود به زیان را مورد توجه قرار می دهم.

مشکل نادیده گرفتن قوانین کلی ام این است که این کار می تواند به من هزینه –تحمیل زیان;هزینه فرصت; از دست دادن اعتماد به نفسم و… وارد کند. بنابراین با هر معامله ای یادداشت برداری میکنم با این مضمون که چه کاری را درست و چه کار نادرستی را انجام داده ام; و سپس این شرایط را با هدف اصلاح تصمیمات معاملاتی ام بررسی میکنم. فارغ از شکست یا پیروزی; من از تجربیاتم می آموزم; رشد میکنم; و سعی میکنم به دور از سبک و ریسک معاملاتی ام عادت نکنم.

 

برای معامله گران موفق چه نصیحتی دارید؟

هوش مصنوعی و پلتفرم های معاملاتی اجتماعی ابزار هایی هستند که به این زودی ها از دور خارج نمی شوند. معامله گران موفق محیط اطرافشان را می شناسند و بر اساس آن عمل خواهند کرد.

همچنین من هنوز معامله گری را ندیده ام که اشتباهات بزرگ نداشته است. یک معامله گر موفق هیچ وقت آن اشتباهات فاحش خود را فراموش نمی کند و همیشه اشتباهات گذشته خود را در چک لیست کارهایی که نباید انجام دهد نگه می دارد; زیرا می داند این اشتباهات دوباره اتفاق خواهند افتاد. آنها این اشتباهات و تقصیراتشان را با کمال میل پذیرفته اند…. درحالی که اجازه نمی دهند بار روانی این اشتباهات باعث ایجاد هرج و مرج در تمرکزشان شود.”

 

دوست دارید چه چیزی از شما; به عنوان یک معامله گر; باقی بماند؟

در دنیایی که “بازنده ها” به مراتب افزون تر از “برنده ها” هستند; دوست دارم خودم را جزو “برنده ها” بدانم. وقتی زمان معامله کردن فرا برسد; سیستم عملیاتی من به گونه ای کار میکند انگار که یک معامله گر در مقابل بازار قرار دارد (نه یک معامله گر در مقابل یک معامله گر)

هدف من حداکثر کردن سود; افزایش مجموعه توانایی هایم ; و افزودن به دانشم; هر روز و هر روز است…. در حالی که شکر گزار این هستم که بهترین کار دنیا را انجام می دهم. کاری را که هیچ وقت نمیتوانستم پیدا کنم که با این همه انگیزه هر روز برایش از خواب بیدار شوم و روزم را با آن سپری کنم و با امید به فردای کاری; روزم را به اتمام برسانم.

تام به انتشار دانش و ایده هایش علاقه دارد و کمک کردن به همنوعان را دوست می دارد. همینطور دوست دارد در نظر بقیه شخصی قابل احترام ; رو راست ; باهوش  مفید باشد تا بتواند پتانسیل سرمایه گذاری در اطرافیان را رشد دهد. او از تعصب دوری میکند.

به گفته خود وی بزرگترین پاداش برایش این است که بداند حرف ها و گفته هایش برای یک معامله گر که پیگیر مطالب وی میباشد مفید بوده و توانسته که زندگی و کار او را تغییر دهد. دوست دارد که باز خورد مثبتی از حرف هایش داشته باشد.